طب سنتی و زالو درمانی واریس

علم بدن در حال پیشرفت و بروز شدن است . ماندن در گذشته  صحیح نیست و فراموش کردن تجربیا ت پیشینیان نیز بدور از هوشمندی است .

مثلا زالو درمانی میتواند بسیاری از درد های مزمن را کاهش دهد پس بار مصرف داروهای مسکن  را کم میکند .

زالو دو کار انجام  میدهد :۱- مکیدن خون      ۲- تزریق بزاق به داخل خون

زالو از ۲۵۰۰ سال قبل در هند، یونان، روم، ایران و سپس در اروپا مورد استفاده پزشکی قرار گرفته است. جالب است بدانید که امروزه بعضی از کشورها مانند روسیه، آلمان و انگلستان از تجارت زالو و صادرات آن درآمد ارزی قابل توجهی کسب می کنند .

در طب قدیم ما نیز شیخ الرئیس ابو علی سینا در کتاب قانون از زالو یاد کرده  و در قسمتی فرموده است که “از زالوهایی که در آبهای خزه دار که محل زیست قورباغه ها است استفاده کنید. “

 

واریس بر اساس دیدگاه طبّ سنتی ایران، حاصل تجمع سودا در سیاهرگها است .

زمانی که میزان سودا در خون افزایش یابد، عروق، قابلیت انعطاف‌پذیری خود را از دست می‌دهند و خون در رگ‌ها به خوبی جریان پیدا نمی‌کند و منجر به ایجاد تورم در رگ‌ها و در  نهایت ابتلای فرد به واریس می‌شود.لذا برای درمان آن، باید میزان سودای موجود در خون را کاهش داد.  عمل سودا زدایی، می‌تواند از طریق خوردن خوراکی‌هایی مانند سرکه و زنجبیل که مقدار سودا را در خون کاهش می‌دهند و یا مالیدن روغن‌های گیاهی مانند روغن سیاه‌دانه و… باشد. ناگفته نماند که در استفاده از داروهای سودازدا باید به طبع افراد، توجه شود و بر اساس طبعشان برای آن‌ها، دارو تجویز شود. در مرحله بعد اگر افراد دچار پرخونی باشند، یعنی میزان اخلاط در خون آن‌ها زیاد باشد، حجامت انجام می‌شود و بعد از این که فشار خون بر اثر حجامت، کاهش پیدا کرد، به مرحله درمان اصلی واریس، که زالو انداختن است، می‌رسیم.

زالو هم‌زمان با مکیدن خون، یکسری آنزیم از بزاق خود ترشح می‌کند(بزاق زالودارای ماده ای بنام هیرودین است که اثرات درمانی زیادی دارد.) که این آنزیم‌ها از این راه، وارد بدن شده و موجب جریان راحت‌تر خون می‌شود. این آنزیم‌ها با چسبیدن به دیواره رگ‌ها، ورم و التهاب آن‌ها را بهبود می‌بخشد. لازم به ذکر است که تعداد دفعات استفاده از زالو به قوت جسمانی و مکانیزم بدنی بیمار، بستگی دارد.  ( خانم دکتر اسد‌زاده، پزشک طب سنتی)

.هرزالو طی مدت۱۵ -۶۰ دقیقه پنج تا پانزده میلی‌ لیتر خون می مکد ( ده برابر حجم بدن خود)

 

زالو درمانی روی دست
زالو قبل و پس از مکیدن خون

 

زالو درمانی واریس پا (اطلاعاتی برای پزشکان)

تجربه شخصی اینجانب در بیمارانی که پس از زالو درمانی به من مراجعه کرده اند:

۱- درد های مختلف بیماران اعم از درد های با منشا واریس برای مدت چند هفته تا چند ماه بهبودی قابل ملاحظه ای پیدا می کند.

۲- واریس های رتیکولر دچار ترومبوز سطحی شده و بمرور توسط بدن برداشته می شوند. (کبودی روی پوست بمدت طولانی باقی می ماند).پس باید قبلا بیمار  از این موضوع آگاه باشد .

۳- بسیاری از اوقات  ریشه  اصلی واریس  جای دیگری  غیر از  محل برامدگیهای واریسی است  و  زالو نمی تواند این  ریشه  را مسدود کند و همین ریشه  منشا عود بیماری  خواهد بود .لذا هیچگاه قول درمان قطعی و دائمی به بیمار ندهید .بفرمایید بهتر خواهی شد .

البته در  تجربه این بیماران نوعی BIAS وجود دارد؛ چون بیمارانی پس از زالو درمانی مراجعه کرده اند که از نتیجه زالو درمانی راضی نبوده اند.

 

قابل توجه پزشکانی که زالو درمانی واریس پا انجام می دهند:

۱- در بیماران مبتلا به واریس انتهای دیستال، پا در حدود قوزک دچار اختلال تغذیه ای است؛ لذا هر گونه دست کاری از جمله زالو درمانی می تواند باعث زخم گردد.

 

عوارض درمان واریس پا با زالو
بیماری که متعاقب زالو درمانی دچار زخم شده و ۳۵ روز بعد از تدابیر  معمول درمانی هنوز بهبود نیافته است.

 

 

بیماری که متعاقب زالو درمانی دچار زخم شده و ۳۵ روز بعد از تدابیر  معمول درمانی هنوز بهبود نیافته است.

۲- هر اقدام روی بدن انسان متضمن رعایت کامل دستور العمل های بهداشتی است و رعایت استریلیته موضعی ضروری است و عدم رعایت آن می تواند باعث عفونت شود.

درمان واریس پا با زالو
آلودگی عفونی بدنبال زالو  درمانی غیر بهداشتی؛ ۱۵ روز بعد از شروع درمان و در مرحله بهبود

 

 

۳- زیبایی:  هیچ وقت برای زیباتر کردن یک پای واریسی از زالو درمانی استفاده نکنید.

 

درمان واریس پا با زالو
عکس روبرو مربوط به خانم جوانی است که جوشگاه های محل گزش زالو ۶ ماه بعد از آن باقی مانده است.

 

 

۴- قبل از اقدام به درمان، سونو گرافی انجام شود و اگر درگیری ریشه ای و یا رفلاکس مهمی نداشته باشد، اقدام کنید؛ چون زالو نمی تواند رفلاکس اگزیال را درمان کرده و لذا عود خواهد کرد.

 

۵- اگر روی رگ واریسی زالو گذاشته شود، ترومبوز خواهد کرد. و ضروری است بمدت حداقل ۲ هفته ارجحا با جوراب طبی با فشار۳۰ – ۴۰ mmhg  و یا با بانداژ کمپرس شود.حتما بایستی  به  بیمار  توصیه  شود در دو هفته بعد از درمان  پیاده  روی  بیشتری داشته  و مایعات بیشتری بنوشد.

۶- از زالو درمانی روی رگهای ریز  پرهیز کنید چون عملا نه تنها اثر قابل ملاحظه ای ندارد بلکه اسکار  بعدی ان باعث ناراحتی  بیمار خواهد  بود .

زالو درمانی
خانم جوان ورزشکار

جایگاه زالو در طب سنتی ایرانیان

شیخ‌الرئیس ابن‌سیناباب مبسوطی پیرامون زالو دارد و چنین می‌فرمایند:

از زالوهایی که کرک‌ ریزو نرم دارند یا لاجوردی رنگ هستند پرهیز کنید زیرا دچار غشی، خونریزی، تب، سستی و قرحه‌های بدخیم خواهید شد. از زالویی استفاده شود که در آب‌های خزه‌دار که محل زیست قورباغه‌هاست نمو کرده و نه زالویی که در آبهای گل‌آلود سیاه بوده است. زالو بهتراست «حجامت» خون تباه را از عمق بدن بیرون می‌کشد. زالو را ابتدا سرازیر نگهدارید تا استفراغ کند و محتویات شکمش بیرون آید سپس اندکی خون بره به او بدهید. سپس موادچسبنده و کثیف بدن او را با بوراکس پاک کنید(استفاده از مواد صابونی عطردار مضراست) و جایی را که می‌خواهید زالو بگذارید با دست مالش دهید تا سرخ شود. اگر جای زالو انداختن را با گل سرشور یا خون اندود کنند. زالو بهتر می‌چسبد. بهتر آن است که پس از جدا شدن زالو، محل گزش او را حجامت برنهید تا احیاناً اگر آزاری و عفونتی براثر نیش زالو عارض شده، از بین برود اگر پس از زالو اندازی خون بند نمی‌آید مازوجسوخته، نوره، خاکستر یا سوده نرم( یا پودر باقلا و زردچوبه) استعمال شود. زالواندازی برای بیماری‌های پوست از قبیل جوش‌ها، دمل‌ها، لکه‌های سیاه و نقطه‌های سیاهو سپید و . . . مفید است.»در طب عامیانه نیز زالو در کوچه وبازار به فروش می‌رسیده و تا حدود سی‌سال قبل، همه می‌دانستند که برای علاج زخم چرکین و دمل بهترین درمان زالو اندازی است. یا برای پیشگیری از فساد دهان و لثه وداشتن دندانهای محکم باید بناگوش را زالو گذاشت.

مخبرالسلطنه در کتاب خاطرات وخطرات حکایتی جالب نقل می‌کند : «جهانگیرخان وزیر صنایع دچار قانقریا شد و دکترتولوزان فرانسوی (پزشک مخصوص دربار) دستور به قطع پای ایشان داد. آشنایان جهانگیرخان با قطع پا مخالفت ورزیده و میرزاحسن‌خان جراح‌ باشی محله را به عیادت جهانگیرخان آوردند. او پس از معاینه گفت به من یازده روز فرصت دهید تا این پا رامعالجه کنم. میرزاحسن در سه نوبت زالوی زیادی به پای بیمار انداخت و پس از یاده روزاز تولوزان فرانسوی دعوت کردند که پا را ملاحظه کند. تولوزان وقتی پا را دید، بهبودآن را تأیید کرد و از اینکه قبلاً به میرزاحسن ناسزا گفته بود معذرت خواهی کرد ودویست تومان به میرزاحسن داد»       http://www.maadteb.com  دکتر مهدی فهیمی

 

برای مطالعه بیشتر :

«یادداشتهایی از دکتر رحیم فیروزی فوق تخصص قلب و عروق در مورد طب سنتی»

شماره ۱-

دوالی ای زهد فروشنده، تو از قال و مقالی با مرکب و با ضیعت و با سندس و قالی گر زهد همی جوئی، چندین به در میر چون می‌دوی ای بیهده چون اسپ دوالی؟(۱) تعریف دوالی مرضی که در آن وریدهای ساق و قدم فراخ گردد. واریس . (از یادداشت دهخدا). بیماریی باشد که بیمار را در ساق عروق سخت و پیچنده و سبزرنگ پیدا آید. (از منتهی الارب ) (از یادداشت دهخدا). عبارت است از اتساع رگهای ساق پا و قدم که بر اثر ریزش و نزول خون سوداوی یا خون غلیظ یا بلغم لزج بدان رگها عارض می شود و گاه این بیماری در صفن حادث شود آنگاه آن را به نام دوالی صفن خوانند و آن رگهایی باشد سبزرنگ و مانع حرکت گردد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) (از بحر الجواهر). رجوع به کتاب ثالث قانون ابن سینا ص۳۱۲شود.(۲) علائم بروز رگهای کلفت مدور در پاها(۳) سبب شناسی اتساع عروق ساق و قدم به جهت کثرت نزول دم سوداوی به آنها که در آن عروق باقی ماند و در میان جلد و لحم نیاید که داء الفیل از آن به هم رسد و در میان غشای موضوع بر عظم و عضل نیاید که موجب حدوث سرطان شود .به جهت آن که حدت و حراقت در ماده آن نیست و به جهت صلابت عروق منشق نمی¬گردد.(۴) شیوع بیشتر عارض کسانی می¬شود که تعب به پاهای ایشان بسیار وارد گردد، مثل پیاده روان، پیک ها، حماﻻن و کسانی که در پیش روی سلطان بسیار بایستند.(۳, ۴) عوارض و ضرر این مرض به علیل آن است که غذای رجل را متغیر میسازد و حرکت را بر او دشوار میگرداند. (۴) تغذیه ترک کثرت طعام و اغذیه غلیظه و شراب مخصوصاً شرابهای سیاه و غلیظ. بخصوص منع مصرف خرما.(۳) و غذا بنوماش و مغز بادام خورند. (۵) علاج فصد باسلیق است برای تقلیل دم و اماله آن به جهت مخالف .وتنقیه بدن است از خلط سوداوی .و بعد از آن فصد عروق ممتلیه ساق است تا آن که از نفس عضو استفراغ نماید .و باید که درحال فصد دست بر آن مالید تا آن که تمام ماده مستفرغ گردد و عضو ﻻغر شود .و باید غذای غلیظه سوداویه را ترک نمود .و ساق ها را محکم بست از اسفل به جانب اعلا و آن ها را تعب نداد.(۴) منابع ۱٫ ناصر خسرو: دیوان اشعار، قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶، از وب سایت گنجور: . دهخدا، علی اکبر: لغتنامه. لوح فشرده، انتشارات دانشگاه تهران، روایت چهارم. ۳٫ رازی، محمد بن زکریا: تقاسیم العلل. تحقیق و ترجمه دکتر صبحی محمود حمامی. ناشر محقق. ۱۹۹۲٫ ۴٫ نفیس بن عوض کرمانی: شرح الاسباب و العلامات سمرقندی. ترجمه: احمد بن محمد الحسینی. بازنویسی و تعلیقات: دکتر منصور کشاورز، دکتر محمد باقر مینایی. انتشارات المعی، ۱۳۹۲٫ ۵٫محمد اعظم خان چشتی معروف به ناظم جهان: اکسیر اعظم. انتشارات مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل. ج ۴٫ صص ۶۷ – ۵۷٫

شماره ۲-

بنام خدا ابتدا مروری بر طب اخلاطی (humoral )می نماییم و سپس دیدگاه انرا در تشکیل واریس(دوالی)و درمان ان بیان می کنیم. بسیاری از مکاتب پزشکی شرقی از هند و چین گرفته تا ایران و نیز مکتب پزشکی یونان(بقراطی)بر اساس مدلهای ساده سازی و نگرش فلسفی به جهان ماده و بدن انسان پایه ریزی شده که ترکیب و تشکیل تمامی مواد و موجودات را از واحدهای ساده و ثابت به نام رکن یا عنصر(element)می داند. عنصر جسم ساده و بسیطی است که اگر انرا ریز و تجزیه کنیم ماده جدیدی بغیر از خودش بدست نمی اید.این عنصر با عناصر جدول مندلیف متفاوت است شما ساده ترین عنصر (هیدروژن)را در نظر بگیریدکه از پروتون و الکترون و انها هم از کوارک و کوارک نیز از … تشکیل شده و با پیشرفت علم و تکنولوژی ممکن است اططلاعات جدیدی بدست اید.اگر ما کوارک و اجزای ریزتر انرا تجزیه کردیم و در نهایت به ماده ای رسیدیم که قابل تجزیه نبود ان همان رکن (element)است.در ادامه این عناصر از منظر طب ایرانی تک تک بررسی خواهیم کرد.

 

«دانشگاه و بیمارستان جندی‌شاپور»

دکتر مهدی صادقی‌فر
==================

در سال ۲۴۱ میلادی، پس از شکست روم و اسیر نمودن امپراتور Valerianos شهری به دست اسیران رومی و یونانی در خوزستان، در شرق شوش و جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتر، به دستور شاپور اول ساخته شد که گندی‌شاپور یا «گند- دزی- شاپور» به معنی دژ نظامی شاپور نام گرفت. در سال ۲۷۱دانشگاه جندی‌شاپور که دارای یک بیمارستان آموزشی و یک کتابخانه بوده است بنا نهاده شد. بیمارستان جندی‌شاپور نخستین بیمارستان آموزشی جهان بوده است.
آمده است که شاپور ساسانی در روز بازگشایی جندی‌شاپور چنین گفته است: «شمشیرهای ما مرزها را می‌گشاید و دانش و فرهنگ ما، قلب‌ها و مغزها را تسخیر می‌کند».
جمال الدین قفطی نویسنده تاریخ الحکما می‌نویسد:
«شاپور هر دانشمند جدیدی را که برای تدریس در دانشگاه برگزیده می‌شد، پیش از درس در مجلس دانشمندان احضار می‌نمود و سپس به مناظره امر می‌کرد. پس از آن اگر دانشمند از این آزمون پیروز بیرون می‌آمد، لباس فرخنده‌ای می‌گرفت که ویژه استادی بود.»
نام‌آوری جندی‌شاپور در زمان انوشیروان ساسانی انجام گرفت. وی گروه بزرگی از دانشوران زمان خود را در جندی‌شاپور گرد‌آورد و به دستور او برزویه، پزشک بزرگ ایرانی، مأمور مسافرت به هندوستان جهت گردآوری بهترین‌های دانش هندی شد. شهرت برزویه در ترجمه کتاب «پنچه تنتره» هندی به فارسی میانه است که امروزه به نام «کلیله و دمنه» معروف است. همچنین بر اثر ناسازگاری‌های مذهبی میان امپراطوران روم و نسطوریان، گروه زیادی از این دانشمندان به ایران پناهنده شده و گروهی از آنان به این شهر روی آوردند.
به گفته ابن الندیم در کتاب الفهرست:
«شاپور دوم پزشکی یونانی به نام «تیادوروس» را برای درمان خود به این شهر فرا خواند و او به درمان شاه ایران پرداخت. وی چنان نزد شاپور گرامی بود که به دستور شاپور کلیسایی در جندی‌شاپور برای وی ساخته شد و گروهی از هم‌کیشان وی را که جزو اسرا بودند آزاد ساخت. گفته می‌شود که این پزشک، کتابی نیز در دانش پزشکی نوشته است که پس از آن به عربی برگردانده شد.»
تمامی کتاب‌های شناخته شده آن روزگار در زمینه پزشکی، در کتابخانه جندی‌شاپور گردآوری و ترجمه شده بود. با این کار جندی‌شاپور تبدیل به کانون اصلی انتقال دانش میان شرق و غرب گشت.
در جندی‌شاپور پزشکی ایرانی، یونانی و هندی با یکدیگر آمیخته شده و به کار گرفته می‌شد و بجز برگردان نسخه‌های پزشکی و نوشته‌های بقراط و جالینوس، از پزشکی اوستایی و دانش پزشکی دوران هخامنشیان نیز بهره‌گیری می‌شده‌است و روش‌های نوین درمان بیماری‌ها توأم با فن داروشناسی و داروسازی پیشرفت بسزایی یافت، بدین صورت که پزشکان جندی‌شاپور روش‌های علمی روز را با دانسته‌ها و یافته‌های تازه خود تکمیل می‌کردند و روشی پدید آوردند که روش ایرانی نام گرفت، به گونه‌ای که درمان آنان بر یونانیان و هندیان دوران پیشی داشت.
در دانشگاه جندی‌شاپور علاوه بر دانشکده پزشکی، بیمارستان آموزشی نیز در کنار دانشگاه وجود داشت که گروه زیادی از دوستداران پزشکی از ایران و خارج به آنجا روی می‌آوردند و نتیجه آن شد که سالانه گروهی به نام پزشک از دانشگاه جندی‌شاپور خارج می‌شدند که یا در درون کشور به طبابت می‌پرداختند و یا اگر از کشوری دیگر بودند، به میهن خود برمی‌گشتند و در آنجا به طبابت می‌پرداختند.
در برخی منابع همچون کتاب «تاریخ الحکمه» آمده است که برای اعطاء اجازه طبابت به دانش‌آموختگان دانشگاه جندی‌شاپور، آزمون و امتحان برگزار می‌شد و قبولی در آن شرط اجازه طبابت بوده است و این شاید نخستین نمونه برگزاری آزمون دانشگاهی در جهان بوده باشد.
آمده است که حتی پزشک مسلمانان در زمان پیامبر اعظم حضرت محمد(ص)، نیز از فارغ‌التحصیلان دانشکده پزشکی جندی‌شاپور بوده است.
در زمان فتح ایران و شکست ساسانیان به دست مسلمانان، جندی‌شاپور، بدون جنگ و خونریزی و با رضایت مردم شهر، تسلیم مسلمانان گردید و به نوشته جغرافی‌دانان مسلمان این شهر به فراوانی نعمت و خرما و زراعت مشهور بوده است.
پس از آنکه فعالیت‌های جندی‌شاپور در زمینه علمی رو به زوال نهاد، دانش و تجربه و الگوی جندی‌شاپور به فرمان خلیفه عباسی هارون‌الرشید به مکان تازه‌ای به نام «بیت الحکمه» در بغداد منتقل شد و نخستین اساتید بیت‌الحکمه همگی فارغ التحصیلان جندی‌شاپور بودند. روش کار در بیمارستان بغداد همانی بود که در بیمارستان جندی‌شاپور سالها دنبال می‌شد. آموزشگاه و بیمارستان جندی‌شاپور که سارتن در کتاب خود به نام «تاریخ علم» آن را دانشگاه می‌خواند، تا قرن سوم و چهارم هجری همچنان مرکز پزشکی و دانش‌های وابسته به آن در ایران بود.
در کتاب تاریخ پزشکی نوشته دکتر الگودبرگ آمده است:
«در جندی‌شاپور گروهی از پزشکان ایرانی و هندی و سریانی و یونانی به آموزش پزشکی سرگرم بودند و این آموزش نخست به زبان یونانی و سپس پهلوی بود، ولی زبان پزشکان جندی‌شاپور فارسی بود. نشانه‌های زبان فارسی در بخش‌های داروسازی بسیار روشن و نمودار است.»
پزشکان ایرانی گندی شاپور:
از نامی‌ترین این پزشکان، خاندان «بختیشوع» است که چندین نسل به ریاست پزشکی جندی‌شاپور سرگرم بودند:

نخستین نسکهای (نسخ) پزشکی به دست همین گروه از پزشکان که به گندی‌شاپوریان شهرت یافته‌اند، به زبان عربی برگردانده شد و مهمترین نوشته‌های پزشکی و داروسازی که قرن‌ها پس از آن بن‌مایه پزشکان مسلمان شد به دست همین پزشکان نوشته شده بود.
گویند بر درگاه دانشگاه بزرگ جندی‌شاپور نوشته شده بود:
«دانش و هنر برتر از زر و شمشیر است»
منابع:

– تاریخ طب در ایران، دکتر نجم آبادی
– تاریخ و فرهنگ ایران، دکتر محمدی ملایری
ریچارد فرای – the Golden Age of Persia
– A medical history of Persia, C.Elgood

 

تغذیه از دیدگاه طب سنتی و مدرن

هر روز با اخبار تغذیه ای رسانه ها بمباران می شویم که اگر به دقت این اخبار را دنبال کنیم دچار سردرگمی می شویم. سؤالات زیادی وجود دارد که دانش تغذیه جدید قادر به پاسخگویی آنها نیست.

چه غذایی “سرد وتر” است؟ مکانیسم شفابخشی نبات دعا خوانده چگونه است؟ آیا نوع تغذیه پدربزرگمان در بیماری امروز ما نقش دارد؟ غذای روح کدام است؟

دانش تغذیه جدید

دانش تغذیه، شاخه ای نسبتاً جدید از زیر مجموعه علوم پزشکی است که به بررسی اجزاء و خواص غذاها و کاربردشان در” رژیم درمانی ” می پردازد. قبل از به وجود آمدن یک رشته جداگانه، این اطلاعات در حیطه دانش پزشکی بود. اما تغذیه که نیاز اصلی انسان برای زنده ماندن است، مسأله ای است که انسان از بدو خلقت با آن درگیر بوده و با این حساب قدمتی به قدمت نوع بشر دارد. در طول تاریخ باورها و دیدگاههای مختلفی در مورد غداها و خوراکی ها وجود داشته و دارد.

دانش تغذیه رایج، مواد غذایی را از نظر اجزای آن یعنی  مقدار انرژی (کالری)، نسبت مواد اصلی تشکیل دهنده (کربوهیدرات،چربی، پروتیین)، مواد ضروری(ویتامین ها،املاح، عناصر کمیاب) و برخی خصوصیات مانند زودهضم یا دیرهضم بودن و مفید بودن برای عضو خاص یا بیماری خاص بررسی می کند. این دیدگاه ناشی از همان دیدگاه “جزءنگری” است که علوم جدید بر پایه آن بناشده اند. در این دانش، تغذیه نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت و پیشگیری از بیماریها دارد اما هیچگاه به تنهایی نقشی در درمان بیماریها ندارد.

تغذیه درطب سنتی

تغذیه درطب سنتی علاوه بر پیشگیری از بیماری و حفظ سلامت بدن در ” درمان ” بیماریها نیز نقش مهمی دارد. به حدی که اولین قدم درمان هر بیماری در طب سنتی اصلاح تغذیه و استفاده از غذاهای درمانی است. رازی (رحمه اللّه علیه) به طبیبان می گوید: « تا زمانی که می توانید با غذا بیماران را درمان کنید نباید از دارو استفاده کنید.»

بر اساس اصول تغذیه جدید تمام افراد با شرایط یکسان سنّی و جنسی در صورتی که بیماری خاصی نداشته باشند نیازهای تغذیه ای مشابهی دارند. مثلاً به همه افراد با شرایط یکسان توصیه می شود به یک میزان کالری، آب، ویتامین و یا املاح استفاده کنند. البته تفاوتهایی برای موارد خاص مانند کودکان، زنان باردار، سالمندان و مبتلایان به بیماریهای خاص در نظر گرفته می شود.اما از دیدگاه طب سنتی افراد سالم و بالغ و با شرایط یکسان، بسته به خصوصیات ویژه – مزاج- خود، منطقه جغرافیایی محل سکونت نیازهای تغذیه ای متفاوتی دارند و این نیاز در فصول مختلف سال نیز دچار تغییراتی می شود.از دیدگاه طب سنتی نوع تغذیه علاوه بر وضعیت جسمی بر وضعیت روانی و خلق و خوی انسان نیز می تواند مؤثر باشد. غذاهای مختلف می توانند انسان را شجاع، غمگین، خشن ویا خمود نماید.غذا می تواند انسان را رقیق القلب یا ذکی الحس کند. تحقیقات جدید هم نشان داده اند که مصرف بعضی از مواد غذایی موجب تشدید مشکلات کودکان “بیش فعال” می شود.

دیدگاههای دیگر

“خام خواری” و “گیاهخواری” هم از مکاتب تغذیه ای هستند که جایگاه تثبیت شده و طرفداران خاص خود را دارند. البته دانش تغذیه جدید هیچکدام از آنها را قطعاً توصیه نمی کند و آنها را دارای مضرات و معایبی می داند.

همه ادیان آسمانی و مذاهب هم دستورات و توصیه های تغذیه ای بخصوصی برای پیروان خود دارند. برخی از این توصیه ها بر مبنای خصوصیات مادّی مواد غذایی است و برخی بر مبنای خصوصیاتی غیر مادّی است که دانش بشر هنوز نتوانسته است آنها را به بوته آزمایش بکشاند. مصرف بعضی از مواد غذایی برای پیروان بعضی از ادیان ممنوع شده است. مانند گوشت خوک که در اسلام و یهودیت حرام است. بعضی از مذاهب و مکاتب عرفانی محدودیت های سختگیرانه تری برای پیروان خود قایل شده اند زیرا اعتقاد دارند نوع تغذیه انسان در پیشرفت معنوی وی مؤثر است.

از دیدگاه معتقدین به معنویت،علاوه بر نوع ماده غذایی، عوامل متعددی از جمله مالی که با آن، غذا تهیه شده است، فردی که پخت وتهیه غذا را بر عهده داشته است و مکانی که غذا درآن درنگ داشته است و دعا یا ذکری که بر غذا خوانده شده است می توانند بر خصوصیات معنوی یک ماده غذایی مؤثر باشد.

اثرات جسمی و روحی لقمه حرام، تبرک نمودن خوراکی ها با قراردادن آنها در اماکن متبرکه، دعا خواندن بر غذای نذری،آب نسیان، شفا گرفتن از غذای نذری و.. ناشی از چنین اعتقاداتی است. یکی از معلمین معنوی هند می گوید؛ بهترین غذاها، غذایی است که مادران می پزند زیرا آنها با عشق این کار را انجام می دهند.

عکس هایی که یک پژوهشگرژاپنی از بلورهای یخ آبهایی که با عوامل غیرمادی مختلف مواجه بوده اند، تهیه کرده است تا حدی اثر عوامل معنوی بر مواد و اجسام را قابل مشاهده نموده است. “زیست داروها” که دارای تشعشعات شعوری خاص هستند اخیراً به حیطه درمانهای مکمل اضافه شده اند.

“نوتری ژنومیکس” شاخه ای بسیار جدید از ژنتیک است که می گوید چگونه نوع تغذیه می تواند بر نحوه بیان و فعالیت ژنهای ما اثر بگذارد، اثری که حتی می تواند به نسلهای بعد هم منتقل شود.

آیا غذا فقط چیزی است که به دهان می بریم؟

آیا غذا فقط چیزی است که به دهان می بریم؟ آیا بویی که استشمام می کنیم، صدایی که می شنویم، چیزی که لمس می کنیم، حالت معنوی که تجربه می کنیم، همه و همه به نوعی وجود ما را تغذیه نمی کند؟

این دیدگاهها لزوماً در تضاد با هم نیستند بلکه می توانند مکمل هم باشند. این نوشته فقط اشاره ای کوتاه بود که هرکدام در مجالی مناسب و به تدریج مورد بحث قرار خواهند گرفت

www.irantmn.com

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

برای پیگیری پاسخ سوال قبلی ، کد رهگیری خود که از طریق ای میل یا SMS برای شما ارسال شده را در این قسمت وارد کنید تا پاسخ دکتر را مشاهده فرمائید

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

سوال خود را در اینجا ثبت کنید و از سیستم کد رهگیری دریافت نمائید. پاسخ شما حداکثر تا 48 ساعت آینده از طریق  ایمیل و SMS به شما اطلاع داده خواهد شد.

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
واریس پا

باسلام حدود 10 ساله که عمل واریس پا انجام دادم که به مرور زمان دراثر ایستادن زیاد پای من کبود شده جدیدا دکتر رفتم برایم جوراب واریس تجویز کرده آیا فقط جوراب کفایت میکند؟ آیا میشود با سرکه سیب کبودی را برطرف کنم؟ آیا میشود با لیزر کبودی را برطرف کرد؟ مشاهده پاسخ دکتر
2
چگونگی درمان واریس پا بدون عمل جراحی

با سلام و احترام
ضمن تشکر از سایت خوب شما بنده حدود چند سال است که از ناحیه رگهای ماهیچه پشت ساق پای چپ رنج می برم و با اقای دکتر ساروخانی در اصفهان مشورت کردم فرمودند باید عکس بگیری و برای عمل اماده شوی لطفا ارشاد فرمایید با توجه به اینکه چندین رگ فقط در پای چپ متورم شده و باید حتما از جوراب واریس استفاده کنم ایا غیر از عمل برای بهبودی امیدی هست . متشکرم از محبت شما
مشاهده پاسخ دکتر
3
لکه هایی از جنس مشکل عروقی

با عرض سلام ، پسری هستم 22 ساله ، هفت سال پیش چند تا لکه ی کوچیک قرمز رنگ پشت ساق پای چپم ایجاد شد که وقتی پامو بالا میبردم بر اثر جاذبه ی زمین اون لکه های قرمز از بین میرفت . به مروز زمان این لکه ها زیاد شدن و الان توی انگشت های پام هم ایجاد شدن و روی پوست زانوم هم ایجاد شده توی یک ماه اخیر که به دلیل آسیب رباط کم تحرک بودم . و توی این یک ماه اونا لکه های پشت پام هم بیشتر شدن . الان ولی با چند دقیقه ماساژ دادن اون قسمت ها و و بالا گرفتن پام محو میشن و به محض اینکه پام رو پایین میگیرم تمام اون لکه ها که خون زیرشون هست ایجاد میشن و بعد از اینکه یه چیزی حدود 20 دقیقه بگذره باز هم بیشتر میشن و تیره تر هم میشن و از اون رنگ سرخ شفاف اولیه به کبودی و بفنش تیره تبدیل میشن و پام هم ورم پیدا میکنه . ممنونم میشم اسم بیماری یا راه درمان یا هر اطلاعاتی بتونید بدید بهم ، واقعا نگرانش هستم و پیگیری هم کردم ولی متاسفانه به نتیجه ای نرسیدم . 🌷🌷🌷 مشاهده پاسخ دکتر
4
لخته هایی خونی سرخ رنگ روی پا

با عرض سلام ، پسری هستم 22 ساله ، هفت سال پیش چند تا لکه ی کوچیک قرمز رنگ پشت ساق پای چپم ایجاد شد که وقتی پامو بالا میبردم بر اثر جاذبه ی زمین اون لکه های قرمز از بین میرفت . به مروز زمان این لکه ها زیاد شدن و الان توی انگشت های پام هم ایجاد شدن و روی پوست زانوم هم ایجاد شده توی یک ماه اخیر که به دلیل آسیب رباط کم تحرک بودم . و توی این یک ماه اونا لکه های پشت پام هم بیشتر شدن . الان ولی با چند دقیقه ماساژ دادن اون قسمت ها و و بالا گرفتن پام محو میشن و به محض اینکه پام رو پایین میگیرم تمام اون لکه ها که خون زیرشون هست ایجاد میشن و بعد از اینکه یه چیزی حدود 20 دقیقه بگذره باز هم بیشتر میشن و تیره تر هم میشن و از اون رنگ سرخ شفاف اولیه به کبودی و بفنش تیره تبدیل میشن و پام هم ورم پیدا میکنه . ممنونم میشم اسم بیماری یا راه درمان یا هر اطلاعاتی بتونید بدید بهم ، واقعا نگرانش هستم و پیگیری هم کردم ولی متاسفانه اطلاع نداشتن پزشکایی که ویزیت داشتم باشون از این بیماری . 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 مشاهده پاسخ دکتر
5
درمان واریس پا

آیا گذاشتن گوجه فرنگی سبز یا گوجه فرنگی روی واریس پا برای فرد بیمار ضرری دارد ؟ مشاهده پاسخ دکتر
6
جوراب واریس

من روی ران و روی قوزک پا و خیلی کم روی ساق پادارم ولی رگ نیست مویرگ است و بعضی وقتها کم میشود  مشاهده پاسخ دکتر
7
رگ قرمز و بنفش

ببخشید مویرگهای قرمز شده و بنفش روی پا هم واریس هستند ؟ مشاهده پاسخ دکتر
8
واریس در پا

سلام دختری ۲۳ساله هستم یه عروقی پشت پام هستن که وقتی میشینم ناپیدید میشن وامیستم پدیدار میشن یه دکتر داخلی رفتم گفتن با مرور زمان ناپدید میشه ولی زشتن میخوام از بین برن چیکار کنم؟! مشاهده پاسخ دکتر
9
وارفارین

من مبتلا به dvt شده ام.تا چند ماه بايد قرص وارفارين مصرف کنم؟ مشاهده پاسخ دکتر
10
ابتلا به واریس

مدتيست كه حس ميكنم رگهاي پاهايم نمايانتر شده اند و تعدادي عروق مويرگي كبود و آبي رنگ روي آنها بوجود آمده.آيا اينها نشانه ابتلا به واريس است؟ به چه پزشكي مراجعه كنم؟ مشاهده پاسخ دکتر